عشق ابدی…

خدیجه ام… دخترم… پاره ی تنم…

چشمان تو را به یاد دارم…

به خوبی… خیلی روشن… بسیار واضح …

حتی واضحتر از تهران بعد از یک شب بارانی…

حتی واضح تر از لذت همخوابگی اول…

حتی واضح تر از خمیازه ی حمام آب گرم…

حتی روشن تر از ترس سیگار اول…

من حتی به خوبی می دانم …

آن لحظه را که چشمان وحشی ۷ ساله ات…

تمام وجودم را ۷۰ سال وحشتزده کرد…

من حتی هنوز لمس می کنم…

انگشتان کوچکت را که آنروز به دورم پیچاندی…

خدیجه…

با تمام وجودم…

عاشقانه…

به راستی …

دوستت دارم.

و بدان…

تمام ذرات وجودم می سوزد…

هرگاه که شوهر قانونیت به تو تجاوز می کند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s