دوباره دارم پریود میشم!

دوباره داره شروع میشه. یک هفتس که دارم حسش میکنم. علایمش داره هی تو حرفام و رفتارم خودنمایی می کنه. نگرانم. خستم. می ترسم.

فکر کنم بهتون نگفته بودم.من یک گرگینه ام. اگر خیلی اهل دیدن فیلم های تخیلی نیستید این توضیح کفایت می کنه که گرگینه موجودی افسانه ایه که ماهی یکبار، وقتی ماه کامل میشه تغییر شکل میده، دندون های بلند در میاره، پشمالو میشه، دم در میاره و خلاصه ظاهرش میشه گرگ. تا صبح رو به ماه زوزه می کشه و اگه کسی دور و برش باشه تیکه پاره می کنه. صبح هم دوباره ی میشه انسان و به زندگی معمولی انسانیش ادامه میده تا کامل شدن بعدی ماه.

البته تبدیل شدن های من به هیجان انگیزی اسطوره ها نیست. نه ناخن و دندون های بلند در میارم، نه پشمالو میشم. زمانش هم کاری به ماه نداره. شاید الان که داستانم اینقدر ها هم هیجان انگیز نیست و رنگ خیال نداره باورش واستون آسون تر باشه.

سه سالی میشه. خیلی وقته خودم اسمشو گذاشتم پریود. هروقت اینجوریم می گم پریود شدم. دوستای نزدیکم دیگه پریود ساحل واسشون یه چیز عادی شده بود. هر یکی دو ماهی یک بار میاد سراغم. یه کم شلنگ تخته میندازه. گاهی فقط یکی دو روز و گاهی تا هفته ها آزارم میده. بعد هم ولم میکنه که به زندگی عادیم برسم و اون اعماق خودم مطمین باشم که باز هم مدتی دیگه میاد سراغم. دوست دختر سابقم بیچاره پدرش در اومد. همیشه یا اون پریود بود یا من. اولین باری که بهش گفتم فکر کنم باز دارم پریود میشم خندید. بعد من خیلی جدی گفتم :

نه. جدی می گم. علمی ثابت شده مرد ها هم هر 30 تا 40 روز یک بار پریود ذهنی میشن.

بیچاره باور کرد. خودم هم اونقدر به همه این رو گفته بودم که باورم شده بود. ولی از شما چه پنهون؟ حتی یادم نمیاد این موضوع رو کی اولین بار بهم گفته چه برسه که بتونم سند علمی ای ازش ارایه بدم. این به اصطلاح فکت علمی همیشه کلکی بوده واسه من که باهاش به خودم ثابت کنم با بقیه فرقی ندارم و منم یه آدمم مثل همه.آخه  من گرگینه بودن رو دوست ندارم.

اما وقتی من پریود میشم چی میشه ؟‌

خونریزی ندارم. بعنی دارم. اما فیزیکی نیست. مغزم خون میاد. اینقدر خون میاد که فشارش میفته و از حال میره. بعد دیگه من ساحل همیشگی نیستم.

نمی تونم فکر کنم. نمی تونم کتاب بخونم. نمی تونم بنویسم. چیزی هم که مینوسیم رو از همون اول می دونم که می خوام پاره کنم و در نهایت هم این کار رو می کنم. الان هم که دارم این خطوط رو می نویسم اوایل پریوده و واقعا امیدوارم (و از الان دارم روی خودم کار می کنم و با خودم صحبت می کنم که) به جای دکمه ی دلیت روی دکمه ی پابلیش کلیک کنم.

می ترسم. خستگی هام همه میان سراغم. تنهایی فشارش چند برابر میشه. مصرف سیگارم به دو برابر می رسه. زود رنج میشم. به راحتی عصبانی میشم. از جمع های بیش از دو یا سه نفر فراری می شم. حوصله ی حرف زدن هم ندارم چه برسه به بحث کردن. غذا رو فقط می خورم اما نمی فهمم چی دارم می خورم. گاهی وقتی خودم تنهام اینقدر حال غذا خوردن ندارم که لب هام اونقدر شل میشن که غذا از دهنم میریزه بیرون. من که عاشق آشپزیم وقتی پریود میشم دیگه مزه ها توی خیالم به رنگ تبدیل نمی شن.

دلم میخواد تا وقتی این طوفان رد شه برم یه جا که هیچکی نباشه. خودم باشم و خودم. البته این کار رو هم کردم. کمکی به رد شدن طوفان نمی کنه. هیچچیز کمک نمی کنه.

کار می کنم. من اگه مجبور باشم هرکاری رو می تونم بکنم. اما بدون هیچ تمرکز و حس و علاقه ای. میشینم پشت کامپیوترم و کد می زنم (یعنی برنامه نویسی می کنم). چشمام به صفحه دوخته میشه و دستام روی کیبرد میچرخه. حس می کنم دستام خودشون دارن دکمه ها رو فشار میدن و چشمام خودشون دارن می بینن. من اونجا نیستم. فرقش با موقع های دیگه که اونجا نیستم اما اینه که هیچ جای دیگه ای هم نیستم. شاید باور نکنید. اما میشه به هیچ چی فکر نکرد. من در اون لحظات به هیچچی فکر نمی کنم. فکر نکردن رو دوست ندارم.

همونطور که گفتم از چند روز تا چند هفته ادامه پیدا می کنه. آخرش رو هم اصلا یادم نیست که چطوری تموم میشه. یعنی یادمه . حال تعریف کردن ندارم. نمی دونم . شایدم یادم نیست و باید کمی فکر کنم تا یادم بیاد و حال فکر کردن ندارم. نمی دونم. ولش کن.

هنوز به لام نگفتم. لام دختریه که مدتیه زیاد همدیگه رو می بینیم. دوستش دارم. نمی دونم. شایدم ندارم. شایدم فکر می کنم دارم. اونم منو دوست داره. نمی دونم. شایدم نداره. شایدم فکر می کنم داره. خلاصه که هنوز بهش نگفتم دارم پریود میشم. می ترسم اگه بهش بگم دارم پریود میشم بذاره در بره. دوست ندارم فرار کنه. خسته شدم اینقدر دنبال آدم ها دویدم. همینطوریش کارهام عجیب غریبه واسش. اینقدر عجیب غریب که داره واسه یه درسش درباره ی من یه مقاله مینویسه بده به استادش. به من میگه سابجکت.  اینترستینگ سابجکت (یعنی سوژه ی جالب!). بار آخر که گفت سابجکت می خواستم بگم سابجکت باباته اما یهو تلفنش زنگ خورد. البته اگه زنگ هم نمی خورد نمی گفتم. دوست ندارم ناراحتش کنم. چشمای خیلی قشنگی داره. علاوه بر چشماش تازه خیلی هم قویه . آخه یه بار گفت اگه بزنی تو گوشم می زنم تو گوشت و می بندمت به فحش! سینه های  قشنگی هم داره و پدرم در اومده که خودم رو کنترل کنم که نگاهم روی خط سینش قفل نشه. خنده هاشو دوست دارم. و تا یادم نرفته. کلی هم بد دهنه و به من قول داده چاله میدونی حرف زدن انگلیسی رو یادم بده. حالم از این مودب بودن اینجام داره به هم می خوره.

ولی بالاخره که باید بهش بگم. امروز رو دو ساعت باهاش حرف زدم و خودم رو کنترل کردم عادی باشم. سخت بود. از شانس من ناراحت بود و من باید سعی می کردم آرومش هم بکنم. خوشبختانه زود آروم شد. و خوشبختانه زود خداحافظی کرد.

دیگه واقعا حوصله حرف زدن ندارم….

خدافظ

Advertisements

12 دیدگاه برای “دوباره دارم پریود میشم!

  1. غريبه می‌گوید:

    اين اصطلاح براي من اصلا جديد نيست
    يادمه دوست پسر سابقم از اين عبارت استفاده ميكرد و توي اين دوره ي پريودي تقريبا اخلاقش همينجوريا ميشد و گاهي كمي بدتر حتي!
    جالب اينكه دوست جديدم هم از اين اصطلاح استفاده ميكنه اين عبارت پريود ذهني رو از پسرها و مردهاي زيادي شنيدم اوليشون فكر كنم برادرم بود كه ي روز اومد خونه و من اون موقع بچه تر بودم و گفت : اوه باز پريود شدم 😐
    من اون لحظه اين شكلي شدم oO
    گرچه بعدا فهميدم ظاهرا جدي جدي ريشه ي علمي داره ولي روانشناسا يه اسم عوام پسند تر واسش انتخاب كردن بهش ميگن غار تنهايي!
    اوهوم اونا ميگن مردها ميرن توي غار تنهاييشون و توي اين بازه ي زماني زياد توي دست و پاشون نباشين و بذارين خودشون رو دوباره refresh كنن !
    ما هم ميگيم باوشه
    خوش بگذره :دي

  2. واییی خدا!!!! :))))) من تا الان فکرمی کردم شما دختری!!! :)))))))

  3. کیوان می‌گوید:

    ساحل غربی – شرقی عزیزم! (راجع به دیوان غربی- شرقی گوته چیزی شنیده‌ای؟)
    سالها پیش (زمان خدمتتم در محلی غیر نظامی) با زوج مهندسی دوست شدم که تقریبا اختلاف سنیشان مثل اختلاف سنی من با شما بود(حدس میزنم!). حالا شاید ربطی به حرفی که می‌خواهم بزنم نداشته باشد. این کد را همینطوری دادم چون این زوج بعدها تبدیل شدند به یکی از گرانیگاههای عاطفی من. شاید بعدا برایت بیشتر ازیشان گفتم. هر دو از فارغ‌التحصیلان دهه 50 دانشگاه صنعتی آریامهر بودند. شوهر – که بیشتر می‌خورد همسن ما باشه و اصلا تفاوت سنی نزدیک به دو دهه‌ای رو باهاش احساس نمی‌کردیم – یک کاربرد دیگه غیر از شوخی‌ها و جوکهای پسرانه، و دید بسیار درست و ایده‌آلیستی که به زندگی داشت، برای من و همخدمتی دیگرم که (انگار عمه بلقیس خودمون رو پسر کرده باشی اینقدر از نظر اخلاقی شبیه به همند!) نقش یک ویکیپدیا رو بازی می‌کرد. تا جایی که ما اسمش رو گذاشته بودیم: مردی با تمام جوابها! و او هم بما خطاب می‌کرد: سَلونی قبلُ اِن تُفقدونی! و اینها در حالی بود که من و آن عمه بلقیس مذکر، خودمان در معلومات عمومی و علمی و هنری صاحب ادعا بودیم!
    اما برویم به ربط حرفم با پست شما. دوست مهندسم خوره کامپیوتر بود. بازی و برنامه و نرم اافزاری نبود، که بعدها در محیط‌های مختلف ببینم و بشنوم، و او آن را نداشته باشد. یکی از این بازیها برنامه ساده‌ای بود که با گرفتن تاریخ تولد شما ، چند نمودار می‌کشید: جسمی، عاطفی، عقلی، و .. نمیدانم چه. دوره تناوب اینها و طول موجشان با هم فرق می‌کرد و ممکن بود پیک نمودارها در یکزمان حادث شود یا نه. فلسفه این بازی، وجود چنین نمودارها با پریودهای متفیر برای ابعاد مختلف وجودی انسان بود. البته همانطور که حدس زدی آن نرم افزار کذایی در حد یک فال ورق بود. اما اساس اندیشه‌اش – به فرمایش مردی با تمام جوابها – علمی بود. مطمئنم شما اگر خودت دنبالش بگردی منابع بهتری پیدا کنی، ولی اگه خواستی می‌تونم برات بپرسم! چون ارتباط من با آن زوج هنوز هم برقرارُ است!
    و این قضیه پریودیک بودن منحصر به تو هم نیست. حداقل باز مال تو یه خوبی داره، می‌تونی کار کنی -اگرچه بدون تمرکز- راهشم همینه که خودت رو تو کار غرق کنی. وگرنه به روز من دچار می‌شی!
    موفق باشی.

  4. goldeneverstand می‌گوید:

    قشنگ نوشته بودی.. به دختره بگو دوستش داری…. این همه تو انتظار نذارش…
    من وقتی پریود مغزی می شوم به بقیه می گویم…تا نترسند و بی خیال من شوند تا من خوب شوم!

  5. عزیز جون می‌گوید:

    باز وضع شما خوبه. من کلا مدتیه گرگینه ام منتظرم ماه کامل بشه بلکه آدم بشم 🙂
    چشمام رو که باز میکنم، نمیدونم تو خواب سبکی بودم یا تو فکر عمیقی ؟ البته اگر فکر عمیقی هم بوده، چیزی ازش یادم نمیاد.
    گاهی اوقات آدم خلاصه میشه تو یک نگاه مات. مهم نیست که منظره ی جلوی روش چیه، مهم اینه مغزش فقط یه تصویر سفید رو ثبت میکنه.
    خلاصه ساحل جان، مادر اینا طبیعیه ( شرمنده خودم میدونم استفاده از عبارت «طبیعیه» در حکمه فحشه برای یک آدم تو کما موقت. ولی چیکار کنم ننه من قدیمی ام روانشناسی بلت نیستم ).

    به نظرم شباهت های آدم ها بنیادی تر از تفاوت هاشونه. تفاوت ها بیشتر از سر تفاوت در شیوه های بیان همین شباهت ها ایجاد میشند. تو میگی پریود مغزی شدی، عزیز جون میگه رفتم تو کما موقت، ننه قمر میگه نمیدونم چه مرگم شده ، صغری میگه گیجم ، کبری میگه چند وقتیه حواسم پرته، مادمازل میگه سطح امواج مغزیم از آلفا به بتا شیفت پیدا کرده یا بلعکس، عمو سیبیلو میگه من چند شخصیتی ام و جدیدا وارد یک شخصیت دیگه ای شدم ، دی عرف میگه تو خلسه ام … اصلا تنها کاری که ما آدم ها بلدیم انجام بدیم اینه که اسم های مختلف رو دو تا چیز یکسان بگذاریم. چند وقت پیش یه دسر با اسم اجق وجق خوردم که در کل بستی شکلاتی بود که وسطش بستنی وانیلی جایزه داشت. بابام جان موجودی که از جماع خر و بز ایجاد میشود ، خربزه است نه «سان شاین فلفلی» !!!

    ببخشید چند وقتیه هر وقت چیزی میخوام بنویسم یه جورایی بی ربطه. ولی خواستم بگم ساحل جان پسرم، گرگینه چیه ؟ رو خودت اسم نذار ننه مردم برات حرف در میارند. و همچنان حال همه ی افراد غرق در دنیای مجازی خوب است، اما تو باور نکن …

  6. گپ خواهرانه می‌گوید:

    راستش من فکر می‌کنم یکی‌ از دلایل شکست خوردن رابطه ی خودم این بود که من و دوست پسرم هم زمان پریود می‌شدیم و بعد کار به خین و خین ریزی (خون و خون ریزی) می‌کشید البته روح هم رو میزدیم شل و ٔپل میکردیم و الا که الان من اینجا نبودم که اصلا بخواهم کامنت بذارم. بگذریم لبّ مطلب این هست که حتما چک کنید ببینید با خانم ل پریود‌هاتون هم زمان هست یا نه. راستش اومدم یکم در مورد این قضیه سرچ کنم که کلا از یک طرفه دیگه سر در اوردم (خاک عالم این بی‌ ناموسا چی‌ میگن؟). آهان…همون کجا بودیم؟ همون لبّ مطلب که عرض کردم دیگه :دی

    • ساحل غربی می‌گوید:

      :)))))
      koli khandidam az commentet (albate fek konam nabayad mikhandidam 😀 )… akhe badbakhti ine in period e persara kheili ham periodic e monazam nist… man chemidoonam key period misham bar e badi….. hala felan ke in period ye bar zad darb o daghoonam kard… dirooz ye gandi zadam hanooz daram vasash doroogh migam be ostadam….ughhhhhhhhhh

      • گپ خواهرانه می‌گوید:

        na kamelan jaye khande dasht 😀 be gholi kami ham mikhastim cheer up bokonim shoma ro 😀 kamelan dark mikonam baram tazegia pish oomade vali be mahze inke hame chiz hal beshe hese badesham pak ke na taseed mishe! yeho gheib mishe aslan!

  7. پری کاتب می‌گوید:

    چیز تازه ای نخوندم رفیق جان! یه جورایی در جریانم! اوه۲ چقدر خوب شد که هستی!

  8. مهاجر کوچک می‌گوید:

    اینو تنها تو نمی گی. من خیلی از آقایون رو دیدم که می گن پریود می شن. البته همگی به شوخی می گن اما واقعا این حقیقت وجود داره. به شکل دوره ای می ریزن به هم و کج خلق می شن. حالا که اینترستینگ سابجکت هستی بهتره از این پریود شدن هم بگی که یه مقاله توپ ازش در بیاره : )

  9. خراباتی می‌گوید:

    ببین ساحل
    ولی حقیقت اینه که ما پسرها هم از لحاظ فیزیکی واقعا بنوعی پریود میشیم
    و در هر آدمی طول و میزان شدتش فرق داره
    باور کن
    شاد باشی
    خراباتی

  10. nasim می‌گوید:

    kh jalebe

    avalin bare k mishnavam !

    motasefam k dark nemikonam vali omidvaram k moshkelet dorost bshe nemidunam !

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s