نمیشه ساکت بود … نباید ساکت بود …

بعضی وقتا سعی می کنی خودتو بزنی به اون راه … بعضی وقتا هی زور می زنی … هی زور می زنی … هی زور می زنی روتو برگردونی … هی زور میزنی نگاه نکنی … هی زور میزنی سرتو گرم کنی به زندگی مسخره ای که داری و خودت و تمام اطرافیانت هم می دونید چقدر مسخرست و سعی می کنید به روی خودتون نیارید … 

بعضی وقتا دلشو نداری …

اما نمیشه.

آخرش یه جمله، یه نگاه، یه تیکه فیلم، یه اتفاق …

یه عکس می شکونتت … یه عکس خوردت می کنه …

به این عکس که نگاه می کنم عق می زنم …سیران سوخت … و البته روزی نه خیلی دور هم فراموش میشه …

بغض سنگینی دارم …

خیلی سنگین …

فندک آقای وزیز - منبع صفحه ی سیگار در فیسبوک

اسم عکس : فندک آقای وزیر — منبع : صفحه ی سیگار در فیسبوک

Advertisements

4 دیدگاه برای “نمیشه ساکت بود … نباید ساکت بود …

  1. قدیسه می‌گوید:

    این مردک رو که برای همه اشتباهات آتی وزارت فخیمه و گورخیز آموزش پیشاپیش عذرخواهی کرده و ملت رو مضحکه کرده باید یه انداخت تو همون کلاس و با همون بخاری برشتش کرد، دور بعدی اردو فرستادش به راه.یا.ن گور و در نهایت توی دریاچه پارک ملت قایقشو واژگون کرد، اینجوری شاید یه کم منصفانه باشه داستان… وقاحت هم حدی داره!!! بی شرف!

  2. پدر بزرگ می‌گوید:

    واقعا ساحل جان ….ممنون که نوشتی….چی بگه ادم…

  3. parykateb می‌گوید:

    ساحل من . مشکل این کشور با استعفای رجاله هاش حل نمیشه! باس حذف شن! همه شون! منم حال و روزم بخاطر این حادثه افتضاحه…

  4. کیوان می‌گوید:

    آخر در اینجا «ولایت وقیح» حاکم است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s