درباره ی این وبلاگ

می نویسم. از دغدغه ها از شادی ها از غم ها. از خوانده ها و آموخته ها. از خواب ها ی شیرین و واقعیت های تلخ. از آنها که از جانشان گذشتند و آنها که از جان ما نمی گذرند. از کشورگشایی شاهان و آشپزان ارتششان. می نویسم از آتش جوانیم. از هراس پیر شدن. از عشقم به زندگی و از ثانیه شماریم برای مرگ….

می نویسم تا آنجا که مغزم پرواز می کند….

و خواندن شما نفس کشیدن من است….

Advertisements

20 دیدگاه برای “درباره ی این وبلاگ

  1. کاپیتان بابک می‌گوید:

    از این نوشته خوشم اومد. هم امید توش هست هم نا امیدی. وضع امروز جوونای کشورمون

  2. هادی می‌گوید:

    سلام
    من با خوندن مطالبتون فهمیدم که شما عقاید ماتریالیستی دارید …
    نه … قصد نصیحت ندارم
    فقط می خوام بدونم که چه کتابی رو در این زمینه میشناسید که بی طرف به قضیه نگاه کرده باشه … من هنوز چیز خوبی گیرم نیاوردم …
    در ضمن، می خوام بدونم جزو ماتریالیست های دیالکتیک هستید دیگه ؟ چون تا جایی که من خوندم گفته شده ماتریالیست های مکانیکی از بین رفتند !!! نمی دونم غلطه یا درست
    اگر کتابی رو معرفی کنید ممنون میشم
    ممنون

    • ساحل غربی می‌گوید:

      سلام
      ببینید، من نمی دونم منظور شما از ماتریالیست چیه. اما اگه می خواید بدونید من به چیزی غیر مادی اعتقاد دارم یا نه جواب من این خواهد بود:
      به اعتقاد من با احتمال 99 درصد هیچ موجودیتی که مغایر با قوانین مادی و فیزیک عمل کنی وجود نداره.
      لطفا به این 99 درصد که عرض کردم توجه کنید که چون دقیقا همین احتمال من و امثال من رو از آتییست ها (که به نظر من حرفشون همونقدر بی منطق که حرف کسانی که می گن خدا صد درصد وجود داره) جدا می کنه.
      من هیچ کتابی هیچگاه نخوندم که بهم ثابت کنه همه چی مادست اما تو فلسفه و تاریخ زیاد سرک کشیدم و این رو می دونم که اولین بار هیوم با ریاضی ثابت کرد اصلا اثبات وجود یا عدم وجود ماده غیر ممکنه. بنابرین این کمک رو می تونم بهتون بکنم که اگر کتابی خوندید که دیدید داره می گه صددرصد و خارج از احتمالات چیزی جز ماده وجود نداره کتاب ببندید و بندازید سطل آشغال!
      کلا من پیشنهاد می کنم به جای اینکه دنبال منبعی باشید که ماترالیسم یا متافیزیک رو بهتون اثبات کنه این کار رو بکنید:
      یک موضوع که به نظر میاد ریشه ی غیر مادی داشته باشه رو انتخاب کنید (به غیر از خود خدا – درباره ی اون الان یه کتاب معرفی می کنم – اون غول مرحله آخره – مثلا فال گیری و کف بینی یا مثلا عشق و احساسات ) و با تحقیق سعی کنید واسش توضیح علمی پیدا کنید. بعد از مدتی که واسه همه اون چیز ها توضیح علمی پیدا کردید مثل من به این نتیجه می رسید که متافیزیک به فلان احتمال وجود داره.
      درباره ی خود خدا اگه می خواید چیزی بخونید من پیشنهاد می کنم کتاب توهم خدا اثر ریچارد داوکینگز بیولوژیست انگلیسی رو بخونید که به نظر من از همه مستند تر و علمی تره (حتی آتیست ها هم به این کتاب خیلی واکنش های منفی نشون دادن ولی به نظر من از همه ی کتاب ها منطقی تره)
      درباره ی مکانیکی بودن با دیالکتیکی بودن… راسش من نمی دونم ماترایالیست های مکانیکی اصلا چطورین. فقط این رو می دونم که خودم به دیالکتیک خیلی معتقدم و ازش خیلی زیاد استفاده می کنم و به خصوص مطالعه ی ماتریالیستی-دیالکتیکی تاریخ رو بی اندازه ارزشمند می دونم.
      شاد باشید

      • هادی می‌گوید:

        واقعا ممنونم از کتابی که معرفی کردید
        حتما با دقت تمام مطالعشون می کنم
        من هیچی نمی گم تا وقتی که اون کتابی که گفتید رو بخونم …
        یه دنیا ممنونم ازتون

  3. هادی می‌گوید:

    سلام مجدد
    قبل از این که بخوام به اون کتابی که معرفی کردید بپردازیم من هم چند تا سوال و چند تا مطلب بگم …
    1- برای مبدا جهان چه توضیحی دارید … آیا این منطقیه که به عنوان مثال من بگن این مانیتور که دارید بهش نگاه می کنید در طی یه انفجار تشکیل شد و سپس قطعه های مانیتور دونه دونه منتاژ شد و سر جاش قرار گرفت و به مانیتور تبدیل شد ؟؟
    2-اصولا کف بینی و این چیز ها رو که گفتید اصلا متافیزیک نمی دونم و اصلا ربطشون هم به متافیزیک نمی فهمم !!
    3- گفتید 99 درصد … اگه با منطق آشنایی داشته باشید می دونید که حتی یکی احتمال خطا در ماده و یا موضوع مورد نظر ما رو به یقین نمی رساند و ما به دنبال یقینیم … وقتی در یه استدلال دو مقدمه ی 100% داریم نتیجه هم یقینا درست است و یقین آور … و اینو بدون که اکثر مردم بر اساس ظن و گمان زندگی می کنند و گمان رو به جای یقین می گیرند …
    4- در ضمن قدمت یک اندیشه دلیل بر کهنگی و غلط بودن و یا صحت و درستی اون نیست، کهنگی به چیزای مادی تعلق می گیره، حقیقت هر چقدر زمان برش بگذره کهنه و فرسوده نمیشه.
    5- آیا با اصول اعتقادی ماتریالیسم های دیالکتیک آشنایی دارید ؟

    • هادی می‌گوید:

      سلام بر ساحل غربی عزیز
      دوست من کلا علاقه ای به بحث کردن نداری ؟؟ حداقل به چیزایی که یقین داری عمل کن تا وجدانت آسوده بگیره … حداقل بزار خودت باور کنی که عقاید درستی رو دنبال می کنی…
      من فقط می خواستم اعتقاداتم چکش کاری بشه ، همین
      در هر صورت هم برای خودم و هم برای خودت آرزو می کنم که حقیقت رو ببینیم …

      • ساحل غربی می‌گوید:

        هادی جان، دوست من
        به چند دلیل بهت جواب ندادم…

        ۱. خیلی خیلی خیلی اوضاع خیطه و سرم شلوغه
        ۲. تو به دنیال یقینی در حالی که همونطور که همون توی کامنت اول گفتم راهی برای به یقین رسیدن وجود نداره. تو به دنبال یقینی من به دنبال اندازه گیری احتمال. بیس فکری من و تو با هم متفاوته.
        ۳. من مدت هاست که از این بحث ها کندم. کلا علاقه ای به بی خدا کردن مردم ندارم و واسه چکش کاری عقاید خودم هم کتاب می خونم و تحقیق می کنم. ناراحت نشو ولی واقعا علاقه ای به بحث درباره ی خدا و مذهب و معنویات و ماتریالیست و … ندارم.

        شاید باشی و امیدوارم راه درستی رو در تحقیقت پیش بری.

      • هادی می‌گوید:

        پس اگه اهل تحقیقی یه تحقیق راجع به سوفسطائیان بکن. اونها هم میگفتند که اساسا چیزی به اسم حقیقت وجود نداره و …
        ممنون که جواب دادی

      • هادی می‌گوید:

        بازم سلام !
        فقط یه چیزی یادم رفت اومدم بگم گفتم شاید کمکون کنه
        گفتی بیس فکریت اینه که کلا نمیشه به یقین رسید
        پس اگه به احتمال 99% بگیم که خدا نیست پس به احتمال 99% هم قیامت و آخرتی هم وجود نداره
        خوب اگه 99% آخرتی وجود نداشته باشه نه منی که اعتقاد داشتم و کارهایی کردم و نه تو که اعتقادی به این مقوله نداشتی هیچ ضرری نکردیم و بعد از مرگ نابود میشیم
        ولی اگه همون 1% واقعیت داشته باشه و قیامتی برپا شه چطور ؟

  4. پری کاتب می‌گوید:

    آقا این هادی بلاگر معروفه وب روسپیگریه ها ، باهاش وارد بحث شدی کله پات میکنه ساحل جان!

    • هادی می‌گوید:

      پری خانم اینجا بحث نمی کنم که کسی رو مغلوب کنم. مشکل شما اینه که فک می کنی بحث یه مبارزه است که شخصی باید حریفش رو مغلوب کنه ….
      اینجا بحث می کنیم که که اعتقاداتمون یکم چکش کاری بشه و جاهایی که از قلم افتاده ساف کاری شه .

      • ساحل غربی می‌گوید:

        هادی عزیز
        اولا عرض کنم که این اهمیت دادن و دغدغه داشتنت رو تحسین می کنم. به دلیل این دو کامنتی هم که گذاشتی حس کردم بی ادبی پاسخی بهت ندم وگرنه همچنان علاقه ای به بحث درباره ی خدا و ماده یا بحث های فلسفی حقیقت و واقعیت ندارم…
        ۱. درباره ی سوفسطاییان که گفتی رفتم تحقیق کردم… تقریبا هیچ ربطی به من ندارن… اشتراکشون با من زیر ۱۰ درصده…
        ۲. درباره ی کامنت دومت : دو تا مساله رو داری با هم قاطی می کنی. وجود موجودیت های غیر مادی چیزی جدا از وجود موجودی غیر مادی و واحد که آفریننده ی موجودات مادی باشه هست. و از اون بدتر حتی وجود موجودیتی غیر مادی که خالق باشه هم مساله ای جدا از مساله ی عدل و جهان قیامته. یعنی اون یک درصد اصلا ربطی به عدل و معاد و قیامت نداره. در صورتی که اون یک درصد هم درست باشه احتمالات زیادی وجود داره. مثلا یکیش وجود موجودیت های غیر مادیه که اصلا خالق نیستن. دومیش وجود خالقیه که خلق کرده رفته دیگه کاری به کارمون نداره. سومیش وجود خالقیه که اصلا کامل نیست و فقط خلق کرده و اصلا کاری به کار عدل نداره. چهارمیش … خیلی گزینه های زیادی وجود داره. خیلی. اما واسه اینکه به سوالت (که ربطی به بحث نداره) هم جواب داده باشم: اگه با هر احتمال کمی معاد و قیامتی وجود داشته باشه و قرار باشه انسان به دست یک موجودیت کامل قضاوت بشه، خوب اون موقع من بی خدا هم قضاوت می شم. علم احتمالات یعنی همین. یعنی ریسک.
        من باز هم بهت پیشنهاد می کنم اون کتابی که در کامنت اولم بهت پیشنهاد کردم رو بخونی. حرف ای خوبی می زنه توش.

        راستی اگه وبلاگ داری چرا لینکش رو نمی ذاری ما هم مزاحمتون بشیم؟ مهمون نمی خوای خودت؟

        مخلصیم
        ساحل

      • هادی می‌گوید:

        واقعا ممنون که جواب میدی ساحل جان
        درست میگی، شرمنده من نباید بحث وجود خدا رو با وجود معاد قاطی می کردم و باید به صورت جدا بهش می پرداختم …
        1- سوفسطائیان می گفتن حقیقت چیزی است نسبی و بعدا گفتن اصلا حقیقتی وجود نداره و دنیا رو وهم تصور کردند… من برای این که نمی دونستم تعریف یقین پیش شما چیه همچین پیشنهادی دادم . اگه تعریفی که از یقین دارید رو بگید ممنون میشم . آیا قوانینی مثل قوانین ریاضی مثلا 2*2 = 4 ممکن است که در جواب چیز دیگه ای بدست بیاد ؟ درسته در یه جاهایی نمیشه به یقین رسید ولی اینطور نیست که یقین وجود نداشته باشه و حداقل در صورت نرسیدن به یقین دلیل اون بیان میشه.
        2- بالا گفتم ولی :
        گفتی که وجود موجودیت های غیر مادی چیزی جدا از وجود موجودی غیر مادی و واحد که آفریننده ی موجودات مادی باشه هست
        خوب خالق همان وجود های غیر مادی کیست ؟ قطعا خالق موجودات غیر مادی از خالق موجودات مادی قدرتمندتره و سوال دیگه که اونها چطوری خودشون رو خلق کردند ؟
        از مثال هات . اولیش که وجود موجودیت های غیر مادی که اصلا خالق نیستند : ما بحثمون سر خالقه . که در خط بالا مطرح شد
        دومیش که خلق کرده رفته دیگه کاری به کارمون نداره… خداوند پس از خلق کردن نرفته و ارتباطش قطع نشه . به دلیل قانون علیت . چون جدایی علت از معلول مساوی نابودی معلول است و این کاملا عقلی است.
        در مورد سومیش هم آخر این کامنت نوشتم اگه دوست داشتی بخون
        در مورد احتمالی که گفتی، خوب ریسک احتمال باید معقول باشه ! یعنی ما خطر به این بزرگی که جایی هست که پدر ما رو درمیارن و سالهای سال و یا حتی برای ابد عذاب خواهیم کشید رو ول کنیم و ریسکش رو بپذیریم ؟

        اون کتابرو دانلود کردم … دارم ازش نت برداری می کنم ولی واسه این که این کتاب رو به صورت چاپی جایی نمی فروشن کارم خیلی سخت شده و از طرف دیگه این کتاب خیلی جزئی راجع به موضوعات مختلف بحث کرده که بعضی مطالبش نیازمند کلی وقت کذاشتنه . تا حالا نقدایی که به این کتاب وارد شده رو خوندی ؟ من از نقدایی که دیدم یکیش به اسم «توهم داوکینز» بود که به نظرم جالب اومد. قصد دارم بعد از خوندن کامل «توهم خدا» و هضم کردنش اون کتابارو بخونم .

        شما مراحمی آقا ساحل عزیز 🙂 وبلاگ خودم چند وقتی در کما به سر می بره ! حتما هر وقت شروع به نوشتن تو وبلاگم کردم خبر میدم
        ارادتمندیم

        در مورد سومیش، ابن سینا از راه منطقی و ریاضی وار خدا رو اثبات می کنه که معروفه به برهان ماه ابن سینا. میگه از نظر عقلی برای هر آنچه که هست 3 حالت بیشتر نمیشه تصور کرد . یکی نیست مطلق، دیگری هستی مطلق و دیگری چیزی که هستی و نیستی در اون وجود داشته باشه . در مورد این که موجودات نیستی اند که در غلط بودنش بحثی نیست . ولی در این که همه ی موجودات هستی مطلقند . این هم اشتباهه . به دلیل این که اگر چنین بود وجود هیچ موجودی علت نمی خواست، چون علت خواستن نشانه ی نقصه و ما رو معلول علتمون میکنه. همچنین به دلیل این که موجودات قائم به ذات نیستند . چون اگر اینطور بود نه دستخوش دگرگونی میشدند و نه نابود میگشتند. پس موجودات هستی و نیستند . حالا این وجود که هستی و نیستی در اون اثر داره وجودش یا باید از نیستی نشات گرفته باشه یا از هستی. از نسیتی که نمی تونسته که نشات گرفته باشه به دلیل این که کسی که چیزی نداره نمی تونه اونو ببخشه . مثلا من که پول ندارم نمی تونم به شما یه میلیار پول بدم ! پس نتیجتا از یک هستی نشات گرفته است .
        حالا همه ی اینها رو گفتم که بگم اون خالق هم اگر نقصی درش وجود داشته باشه و کامل نباشه یعنی نیازمند چیزیه و وجودش علتی می خواد پس اون خدا نیست . مثلا ما نیازمند هوا برای تنفس، غذا برای خوردن و چیز های دیگه ایم. و در اول نیازمند پدر و مادری برای زاییدن ما… حالا اگه همینجوری بریم عقب یعنی پدر و مادر ما پدر و مادری داشتند و اونها هم همینطور بالاخره به یه جا باید ختم بشه به دلیل اینکه تسلسل ایجاد میشه یعنی همینجوری باید بریم عقب و عقب تر . بالاخره اون اولیه رو یکی باید خلق کرده باشه یا نه ؟ که یکی از شرایطش اینه که خودش خلق نشده باشه چون در این صورت باز اون «هستی» نمیشه . که نیازمند نبودن این هستی هم شرطه (چون بازهم میشه هستی و نیستی)

      • هادی می‌گوید:

        اوه
        وای بر من !!
        بازم رفتم سراغ بحث
        شرط می بندم که با خودت گفتی (و یا میگی) که : ای بابا عجب زبون نفهمیه !
        معذرت خواهی میکنم اگر باعث اذیت و آزرده شدن و شلوغ شدن اینجا شدم

      • هادی می‌گوید:

        بین تمام تحقیقاتی که کردم به یه نتیجه رسیدم … از کتاب داوکینز و نقداش گرفته تا کتابای ماتریالیست ها
        من هر چقدر هم که برای تو دلیل و استدلال بیارم برات اهمیتی نداره
        اگه کل کتاب توهم خدا رو خط به خط نقد کنم برات فرقی نمی کنه، اصلا اگه خود داوکینز بیاد و بگه که هر چی گفتم دروغ بود بازم برات فرقی نمیکنه
        میدونی چرا ؟
        چون اکثر کسایی که به هر دری میزنن و هزار جور استدلال براش میچینند که بگند خدا نیست یه دلیل بیشتر ندارن
        اونم به خاطر هوا و هوسشونه، وقتی هم میرسند به خواستشون یکی میاد در گوششون میگه، ببین چه حالی داد، همون خدا می گفت این کارو نکن !!
        اگه دروغ می گم بگو …

      • ساحل غربی می‌گوید:

        هادی جان
        دروغ می گی عزیزم. دروغ میگی… آدم های زیادی هستن که اینجورین اما حتم دارم که من اینجوری نیستم… همین الان اتفاقا دارم یه پست میذارم…بخونیش فکر کنم خودت حرفت رو پس می گیری….
        عجله نکن دوست من…

  5. parykateb می‌گوید:

    اون شوخی بود هادی خان! راستی : من پریه ناجور ها هستم! شناختین؟

  6. ravanpezeshk می‌گوید:

    +

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s